🔹این رویکرد، که بیشتر شبیه به «تحکّم» است تا مذاکرهی واقعی، در رفتار قدرتهایی مانند آمریکا بهوضوح دیده میشود؛ جایی که بهجای گفتوگوی برابر، با تهدید، تحریم و ایجاد جوسازی رسانهای سعی در وادار کردن طرف مقابل به پذیرش شرایط از پیش تعیینشده دارند . بهعنوان مثال، درخواستهای آمریکا از ایران — از محدودیتهای موشکی تا توقف حمایت از محور مقاومت — نه بر اساس اصل احترام متقابل، بلکه با زبان زور و تحریمهای حداکثری مطرح شدهاند . این نوع «مذاکره» در واقع نوعی «دیپلماسی اجبار» است که هدف نهایی آن نه رسیدن به توافق، بلکه تسلیمسازی طرف مقابل است .
🔹 در مقابل، ایران همواره تأکید کرده که حاضر به مذاکرهای مبتنی بر عزت، حکمت و مصلحت است، اما تحت فشار و تحکّم نهتنها تن به مذاکره نمیدهد، بلکه آن را نقض آشکار اصول دیپلماتیک میداند . این تقابل، چالشی اساسی در روابط بینالملل امروز است: آیا مذاکره باید ابزاری برای برقراری عدالت و تعادل باشد، یا حربهای برای تثبیت سلطهی قدرتهای زورگو؟
