نویسنده: بهمن بهرامی
مدیر مسئول دزآرمان
جنگ نرم چندین زیر شاخه داشته که می توان به جنگ ترکیبی یا هیبریدی با محوریت جنگ شناختی اشاره نمود
🔹کشورهای عضو ناتو و در راس آن دولت آمریکا در چندسال اخیر،علاوه بر حوزه دریایی،زمینی،هوایی،فضایی،سایبری ، اخیرا حوزه نوینی با نام جنگ شناختی را نیز به آنها اضافه نموده و به شدت بر گسترش و ارتقای آن تکیه کرده است در این جنگ اذهان و افکار دشمنان اصلی ترین میدان مبارزه است
🔹در میدان جدید دیگر از توپ،تانک ، موشک وخمپاره خبری نیست و اخبار، تحلیل ها، محتوای دستکاری شده، تلویزیون ،فضای مجازی،روزنامه ها،سایت ها،کتاب ها،سلبریتی های جذب شده و…،ذهن مخاطب را بدون هیچگونه مقاومتی تسخیر میکنند
🔹در یک نگاه باید گفت در جنگ شناختی کلمه ها جای گلوله را گرفته اند،اثرگذاری کلمات در حوزه سیاسی، اجتماعی و حتی نظامی حرف اول را خواهد زد و دشمن با محتوای طراحی شده و نفوذ و سلطه بر ذهن ها لشکری از سربازان از طیف های کارگری ،سیاسی،نظامی ،اصناف،فرهنگیان و مسئولان کشور هدف را در راستای اهداف خود در زمان و مکان مناسب بکارگیری میکند
و کیس های مورد نظر نادانسته به لشکریان خط مقدم دشمن در درون سرزمین خود تبدیل می شوند و در بزنگاه به طور مثال با ایجاد نارضایتی عمومی توسط مسئولان نفوذی و درنتیجه اعتراض،کودتا،شورش، منجر به تزلزل در پایه های حکومت هدف شده و عرصه را برای ورود خود یا بکار گماردن نفوذی های خود و غارت سرمایه های آن کشور، مهیا میکنند و اینگونه با کمترین هزینه و بدون تلفات از نیروهای خود به اهداف طراحی شده دست می یابند
🔹اگر بخواهیم معادلی برای جنگ شناختی و نفوذ به درون ذهن ها بیان کنیم باید اشاره ای به فیلم سینمایی تروا کرد
در این فیلم دشمن پس از چندین ماه مبارزه سخت قادر به تسخیر قلعه نشد اما با یک شگرد یک اسب چوبی بزرگ ساخته و نیروهای زبده خود را درون آن پنهان کرده و به عنوان هدیه صلح در ساحل رها کرده بود ،اهالی شهر با دست خود اسب را به درون قلعه آورده و سربازانی که درون اسب پنهان شده بودند در نیمه های شب توانستند با کمترین تلفات کنترل قلعه را به دست گرفته و درب های شهر را برای ورود لشکریان خود باز کنند ومقاومت چندین ماهه را یک شبه در همشکستند
در قیاس آن قلعه ذهن ماست و اطلاعات و محتوای برنامه ریزی شده نیز همان اسب چوبیست که درون ذهن ما وارد شده و بدون هیچ مقاومتی ذهن و افکار ما را تسخیر میکند
🔹اما با توجه به تاثیر این نوع جنگ نوین،و بکارگیری گسترده آن علیه ملت ایران ،متاسفانه در سیاست های دولت های گذشته و کنونی برای تقابل با این نوع جنگ برنامه ریزی تخصصی صورت نگرفته است و باید اذعان داشت که سنگر این جنگ رها شده و خط دفاعی مستحکمی در برابر آن وجود ندارد
ضروریست با توجه به اهمیت این موضوع، در همه حوزه ها بخصوص حوزه های فرهنگی ،رسانه ای روشنگری و تبیین شود و با برنامه ریزی آموزش و فرهنگسازی خاکریز محکمی برای مقابله با آن ترسیم گردد
